135از قبيله بنىسلمه در نماز جماعت پيامبر(ص) شركت كرده، در مسير برگشت، هنگام تيراندازى، جاى اصابت تيرها را مشاهده مىكردند. اين مطلب بالالتزام بر روشن بودن هوا دلالت دارد. طبعاً اگر نماز مغرب در زمان ذهاب حمره خوانده مىشد، هوا بهقدرى روشن نبود كه مكان اصابت تير نزد تيرانداز مشخص باشد و از فاصله حدود دويست ذراعى قابل رؤيت باشد؛ ازاينرو، اين روايت ازطرف برخى فقها، حتى قائلان به ذهاب حمره، بهعنوان دليل استتار مطرح شده است 1؛ گرچه عدهاى ديگر به ادعاى اجمال در اين روايت بسنده كردهاند. 2
در مورد دلالت اين روايت بايد گفت، اين روايت را ازطرفى اهل تسنن نيز نقل كردهاند و گرچه ما روايات اهل تسنن را درصورت عدم اثبات وثاقت راويان، معتبر نمىدانيم، چون اين روايت به سند معتبر از طريق راويان اماميه نيز نقل شده است، اتفاق افتادن اصل قضيه پذيرفتنى است؛ بنابراين براى فهم قراين و شواهد و نيز فهم آنان از روايت مىتوان از نقل عامه بهره برد و محدثان و فقهاى عامه از اين روايت، تعجيل نماز مغرب را فهميدهاند. 3
نكته ديگر اينكه با ذهاب حمره و انجام مقدماتى چون اذان و اقامه، ديدن موضع سهم بعيد مىنمايد؛ لذا حمل روايت بر استتار انسب است. پس دلالت روايت بر قول به استتار پذيرفتنى است.
روايت شانزدهم: معتبره فضل بن شاذان
قال: فَإِنْ قَالَ: فَلِمَ جَعَلَ الصَّلَوَاتِ فِي هَذِهِ الْأَوْقَاتِ وَلَمْ تُقَدَّمْ وَلَمْ تُؤَخَّرْ، قِيلَ لِأَنَّ الْأَوْقَاتَ