119نسبت مىدهد. برخى تنها نوع دوم از مرسلات صدوق(رحمه الله) را معتبر مىدانند و از آن به مرسلات جزمى ايشان تعبير مىنمايند؛ براى مثال مىتوان از امام خمينى(رحمه الله) نام برد. ايشان ذيل روايتى مىنويسند:
اگرچه اين روايت مرسله است، ولى از مرسلات صدوق مىباشد كه اعتبارش كمتر از مراسيل امثال ابن ابىعمير نيست؛ چراكه مرسلات صدوق بر دو قسم است: قسمى را ايشان بهصورت جزمى به امام معصوم نسبت داده، مانند «قال اميرالمؤمنين(ع)» و دستهاى ديگر را با تعابيرى مانند «روى عنه» بيان كرده است. قسم اول از مراسيل صدوق، مورد قبول و اعتماد مىباشد. 1
گفتنى است فقيهانى ديگر، گرچه مرسلات جزمى را اقوى دانستهاند، اعتبار آن را نپذيرفتهاند. 2
نكته قابل توجه اينكه، طرفداران اعتبار مرسلات صدوق، مرسلات ايشان در «من لايحضره الفقيه» را معتبر مىدانند، نه كتابى ديگر. بنابراين، اين نكته از خواصّ كتاب شريف منلايحضر است. 3 دليل ايشان استناد به عبارت مقدمه اين كتاب است:
در اين كتاب قصد نمودم آنچه بدان فتوا مىدهم و حكم به صحت آن داشته و به حجت بودنش بين خود و خداى خود، معتقدم، نقل نمايم. تمام آنچه در اين كتاب هست از كتب مشهورِ مورد اعتماد و مرجع استخراج شده است. 4
مطابق اين فرموده، شيخ صدوق رواياتى را كه از ديدگاه ايشان صحيح بوده نقل