69اگر كسى در كارهايى كه غيرخدا قدرت برآورده ساختن آنها را ندارد، به غيرخدا اعتماد كند، مبتلا به شرك اكبر شده است.
اگر كسى افعالى را كه فقط خدا قادر به انجام دادن آنهاست، از غيرخدا بخواهد، مشرك و كافر است. اما اگر از غيرخدا كه زنده است، چيزى را بخواهد كه قادر به انجام دادن آنها مىباشد، براى مثال بگويد به من آب يا غذا بده، اين فرد مشرك نيست. اما اگر كسى همين حاجتها را از فرد مرده يا غايب طلب كند، مشرك است؛ چون مرده و غايب قادر به انجامدادن اين كارها نيستند. 1
اما بايد توجه داشت كه اين سخن بسيار نادرست و انحرافآميز است. مگر مىتوان ادعا كرد كه هركس غيرخدا را براى رفع نياز خود خواند، مشرك است. مگر مىتوان كارها را بين خدا و خلق تقسيم كرد و گفت خواندن غيرخدا در كارهايى كه فقط خداوند بر انجام دادنش قادر است، جايز نيست. اما در ساير كارها جايز است. چگونه وهابيان با اين ادعا مىتوانند خالقيت مطلق و فراگير الهى را ثابت كنند. توحيد اين است كه خدا را خالق و فاعل همه چيز بدانيم؛ نه اينكه بگوييم برخى كارها را فقط خدا قادر به انجام آنهاست. ولى برخى ديگر را غيرخدا هم مىتواند انجام دهد. خود اين سخن عين شرك است.
آيا اين منطق فهم و تفسير دين خداست كه كوركورانه، دعا و نداى