47رضاى خداوند و به دست آوردن ثواب آخرت است؛ نه صرف اعتقاد به يگانگى خداوند. 1
در واقع شرك در عبادت، زمانى تحقيق مىيابد كه عملى با اعتقاد به الوهيت و معبود دانستن شىء يا فردى همراه باشد؛ بهطورىكه انسان آن را مؤثر در نفع و زيان و قادر به اجابت خواستهاش بهصورت مستقل بداند؛ همانگونه كه گفتهاند:
المقوّم لتحققها هو الاعتقاد بكونها إلهاً أو ربّاً أو مفوضاً إليه فعله سبحانه. 2
ركن اصلى، اعتقاد به اله يا رب بودن غيرخداست يا اعتقاد به اينكه خداوند برخى از افعال را به بعضى از مخلوقات واگذار نموده است.
بنابراين اگر كسى فقط به خداى يگانه معتقد باشد و تنها او را خالق و رب و شايسته پرستش بداند و اعمال عبادى را فقط براى او انجام دهد، به هيچوجه مشرك نيست. طبق اين تعريف، ادعاى وهابيان درباره نشانههاى شرك شيعيان نادرست است؛ زيرا هيچ يك از رفتارهاى شيعيان با اعتقاد به الوهيت و ربوبيت انبيا و اولياى الهى همراه نيست.
دليل ديگر شركآميز نبودن اينگونه اعمال، اين است كه در قرآن نمونههاى متعددى از طلب دعا و شفا و توسل و شفاعت از انبياى الهى بيان شده است.