20همچنين خداوند در آيهاى ديگر مىفرمايد:
وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاّٰ نُوحِي إِلَيْهِ أَنَّهُ لاٰ إِلٰهَ إِلاّٰ أَنَا فَاعْبُدُونِ (انبيا: 25)
ما پيش از تو هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر اينكه به او وحى كرديم كه هيچ معبودى جز من نيست. پس تنها مرا پرستش كنيد.
اهلسنت و شيعه، هر دو توحيد عبادى را هدف اصلى پيامبران الهى مىدانند 1 و معتقدند كه توحيد در عبادت، جزو اصول اوليه اعتقادى اسلامى است؛ يعنى اگر كسى به اين اصل اعتقاد نداشته باشد، مسلمان به حساب نمىآيد. به اصطلاح علما، درباره كبراى قياس إِيّٰاكَ نَعْبُدُ هيچ شك و اختلافى نيست. پس هيچ مسلمانى در اصل اينكه توحيد عبادى از اركان توحيد و جزو ضروريات و اصول اسلام است، ترديد ندارد. ازاينرو بحث ما با وهابيان درباره اهميت و ضرورت اين اصل نيست. بلكه بحث درباره تفسير ناحق و نادرستى است كه وهابيان از اين موضوع بسيار مهم دارند. همچنين بحث در اعمالى است كه هيچگونه شائبه شرك ندارد و مسلمانان به آنها پايبندند، ولى وهابيان آنها را جزو مصاديق شرك و منافى با توحيد مىدانند.
از آنجا كه اعتقاد به توحيد عبادى، پيامدهاى اعتقادى، فقهى، اجتماعى و سياسى خاص خود را در پى دارد، پرداختن به آن بسيار ضرورى است. بىشك، فعاليت گسترده نوشتارى و رسانهاى وهابيت در