131شيعه معتقد است:
موجودهاى امكانى ذاتاً از خود هيچ ندارند و اسناد آفريدن به آنان در حد مظهر بودن آنان است. هيچ چيز در عالم امكان وجود پيدا نمىكند؛ جز اينكه فعل خداى سبحان است. 1
نتيجه توحيد افعالى اين است كه انسان موحد، همه افعال را فقط از خدا بداند و جز او هيچ موجودى را فاعل مستقل نداند. اما معناى توحيد افعالى اين نيست كه انسان با ادعاى توحيدگرايى، وجود آيات و مظاهر رحمت و فيض الهى مانند قرآن، انبيا و شأن اولياى الهى را انكار كند.
توحيد واقعى اين است كه انسان، قدرت، علم، لطف و مظاهر اسماء و صفات خدا را در همهجا ببيند. ولى براى هيچ موجودى، استقلال قائل نشود. خداوند براى هر موجودى، فعل و اثرى معين نموده است كه به اذن اوست. فعل انبيا نيز تابع همين اصل و سنت است؛ يعنى اگر هزاران معجزه و كرامت از آنان صادر شود، چون به اذن خداوند و طبق مشيت و قدرت اوست، هيچ منافاتى با توحيد نخواهد داشت. همچنين اگر انسانى، قدرت و ولايت يابد كه مريض را شفا دهد يا مردهاى را زنده كند، تنها به اذن خداوند اين كار را مىكند.
پس بىترديد شيعه، توحيد را در همه ابعاد آن قبول دارد و تنها سخن
شيعه اين است كه برخى از اولياى الهى مىتوانند در پرتو لطف و عنايت الهى و بر اثر ايمان و قرب به خدا، و به اذن الهى قدرتى مافوق طبيعى بيابند؛ مانند «عاصفبن برخيا» كه تخت بلقيس را در كمتر از چشم به