103بندگى آن موجود نيست؛ زيرا همچنان كه در تعريف عبادت بيان كرديم، عبادت به معناى تعظيم و خضوع از روى اعتقاد به الوهيت و ربوبيت آن موجود است. اگر كسى مطلق خضوع را عبادت بشمارد، معلوم مىشود مفهوم لغوى عبادت و مفهوم شرعى آن را در هم آميخته است.
پس عملى عبادت دانسته مىشود كه دو عنصر داشته باشد: يكى خضوع مقابل معبود و موجود شايسته پرستش، و ديگرى اعتقاد به الوهيت و ربوبيت آن موجود. 1
نقد ديدگاه وهابيان در تعريف عبادت
نقد نخست
اگر عبادت را به معناى صرف خضوع بدانيم، از تعريف قرآنى و شرعى عبادت دور مىشويم؛ زيرا در قرآن كريم هرجا واژه عبادت بهكار رفته است، با اعتقاد به وجود معبود و رب يا ارباب همراه است. اگر خضوع به تنهايى (بدون اعتقاد به الوهيت و ربوبيت) عبادت بود، خداوند هرگز به خضوع به غير خود امر نمىكرد؛ درحالىكه قرآن عبادت غيرخدا را مطلقاً و به شدت منع و نهى نموده است و از طرف ديگر، به خضوع و اطاعت رسول، اولوالامر و پدر و مادر امر نموده است.
نقد دوم
اگر مفهوم عبادت را با خضوع مترادف بدانيم، لازم مىآيد كه ديگر هيچ انسانى، موحّد نباشد؛ چون بشر بهگونهاى است كه نمىتواند بدون