59تعريف كرد. همانگونه كه ملاحظه مىشود هدف و پيشبينى عمليات براى نيل به آن اجزاى اصلى در تعريف برنامه ريزى مىباشند كه اينك به توضيح اجمالى هر يك مىپردازيم.
هدف
بحث در مورد هدف و مشخص ساختن آن از ضروريات برنامه ريزى بوده و هرگاه ما در ابتداى كار برنامه ريزى دقت، وقت و نيروى كافى صرف تدوين و تعيين هدفى درست و مناسب و مشخص و معين بنماييم، گامهاى برنامهريزى با سهولت و سرعت بيشترى برداشته خواهد شد. به طور كلى هدف عبارت است از نقطهاى كه كوششها معطوف رسيدن به آن است. در برنامهريزى، مىتوان هدف را نتيجه نهايى عمليات دانست كه مقصود برنامهريزى نيل به آن است. هدف در برنامهريزى عملياتى بايد مشخص و جزئى، قابل سنجش و واقعبينانه باشد، به عبارت ديگر، هدفهاى عام و كلى غير قابل سنجش و غير عملى براى برنامهريزى مفيد نخواهد بود. به عنوان مثال «تقويت خودسازى و يادگيرى در زائرين حج تمتع» يك هدف كلى است و براى برنامهريزى عملياتى لازم است آن را به اهداف جزئىتر و مشخصتر مانند «تقويت محتواى كلاسهاى آموزشى»، «غنى كردن اوقات فراغت زائرين قبل و بعد از سفر «توزيع نشريات فرهنگى مذهبى بين زائرين» و... تبديل نمود و اين اهداف جزئى نيز ممكن است به هدفهاى جزئىتر شكسته شود مثلاً «تقويت محتواى كلاسهاى آموزشى» را مىتوان به اهداف جزئىتر مانند «استفاده از وسايل كمك آموزشى در جلسات»، «تفكيك تحصيلى، سنى و جنسى زائرين و ارائه آموزشهاى متناسب هر گروه»، «تعيين روشها و الگوهاى جديد آموزش مانند كار گروهى، مشاركتى و غيره»، «تعيين عناوين و سرفصلهاى آموزشى» و مانند اينها تقسيم نمود. در غير اين صورت نمىتوان اهداف كلى را