90
فرع دوم: نفوذ حكم حاكم نسبت به افراد
ظاهراً تمام كسانى كه اين بحث را مطرح كردهاند - حتى علمايى كه اصل مسئله را قبول ندارند 1- در نفوذ حكم حاكم نسبت به همه (مقلدين خودش، مجتهدان ديگر و مقلدين آنها) اشكالى نكردهاند. 2
برخى 3 لازمه حفظ وحدت مسلمين و پرهيز از هرج و مرج را در اطاعت همه افراد حتى مجتهدان ديگر از حكم حاكم مىدانند، ولى بايد گفت در امر هلال، عدم اطاعت از حاكم، هرج و مرجى را در پى ندارد. البته باعث تفرقه و ايجاد شبهه و كينه مىشود؛ اما اين امور به تنهايى دليلى براى اثبات مدعا نيست. بلكه با توجه به اطلاق ادله نقلى اين مطلب مىتواند مؤيدى براى اثبات مدعا باشد.
با مراجعه به ادله لفظى در اين مسئله، يعنى صحيح محمد بن قيس و مقبوله عمر بن حنظله، اطلاق و عموميت آنها، شامل شبهات موضوعيه و حكميه مىشود و اصولاً حَسم نزاع مبتنى بر نفوذ حكم حاكم نسبت به همه است. اما ظاهراً توقيع شريف ظهور در اين دارد كه حكم حاكم تنها بر عوام و مقلدين حجت است؛ چون
«فارجعوا فيها الى رواة حديثنا»، خطاب به عموم مردم در قبال روات و مجتهدان است.
فرع سوم: حكم خطاى حاكم
قبل از بررسى اين فرع، شايسته است فروض علم به خطاى حاكم مطرح گردد:
فرض اول: اختلاف بين ما و حاكم، اختلاف حكمى است و يقين به خطاى مستند داريم، اما يقين به خطاى اصل حكم نداريم. مثلاً كسانى كه با چشم مسلح ديدهاند، نزد