130
اشكال
اين روايت تنها بيان مىكند كه حضرت وقتى متوجه شد سلطان آن روز، روزه نگرفته است، ايشان نيز روزه نگرفت؛ اما اين روايت اطلاق ندارد و براى اثبات صحت اعمالى كه با استناد به حكم حاكم انجام شده نمىتوان به اين روايت استدلال كرد؛ چون روايت بيان كننده عمل خارجى امام است 1 و از جهات مختلف ساكت است و روشن نيست امام آن روز را قضا كرده يا نكردهاند.
بنابراين، ممكن است روايت تنها حكم تكليفى متابعت از حاكم مخالف را بيان كند و ناظر به حكم وضعى آن نباشد.
روايت دوم: صحيح محمد بن قيس
عَنْ أَبِى جَعْفَرٍ(ع) قَالَ: إِذَا شَهِدَ عِنْدَ الإِمَامِ شَاهِدَانِ أَنَّهُمَا رَأَيَا الْهِلالَ مُنْذُ ثَلاثِينَ يَوْماً أَمَرَ الإِمَامُ بِالإِفْطَارِ وصلّى فى ذَلِكَ الْيَوْمِ إِذَا كَانَا شَهِدَا قَبْلَ زَوَالِ الشَّمْسِ فَإِنْ شَهِدَا بَعْدَ زَوَالِ الشَّمْسِ أَمَرَ الْإِمَامُ بِإِفْطَارِ ذَلِكَ الْيَوْمِ وَ أَخَّرَ الصَّلاةَ إِلَى الْغَدِ فَصَلَّى بِهِمْ. 2
امام باقر(ع) مىفرمايد: زمانى كه دو شاهد نزد امام (حاكم) شهادت دهند كه سى روز پيش هلال را ديدهاند و اين شهادت ايشان قبل از زوال شمس باشد، امام به افطار آن روز دستور مىدهد و نماز مىخواند و اگر شهادت ايشان بعد از زوال باشد، امام به افطار آن روز حكم مىكند، ولى نماز را تا فردا به تأخير مىاندازد و روز بعد با ايشان نماز مىگزارد.