29سه - مرورى بر تعريفهاى امامت، نشان مىدهد كه در ظاهر، تفاوت چندانى بين متكلمان شيعه و سنّى در اين خصوص وجود ندارد؛ يعنى بر حسب ظاهر عبارات، نمىتوان گفت كه از امامت، دو تصوير متمايز و متخالف (تصوير شيعى و تصوير سنّى) وجود دارد. برخى بر حسب يكسانى لفظ، گمان كردهاند كه شيعه و سنّى در تصور امامت و چيستى آن، اختلاف عقيده ندارند و اختلاف آنها فقط به مصداق برمىگردد؛ يعنى به اينكه امام كيست و نه امامت چيست. در حالىكه تفاوت ديدگاه اهل تشيع و تسنن در تصور امامت، نهتنها تفاوت بيّن و آشكارى است، بلكه اساس اختلاف اين دو گروه، در تمامى مسائل امامت (نحوه وجوب، نحوه نصب، عصمت، ويژگىهاى امام و...) است.
عبدالرزاق لاهيجى، متكلم شيعى در قرن يازدهم، تشابه ظاهرى تعاريف شيعه و سنّى از امامت را معمايى تلقى كردهاند كه بايد حل شود؛ زيرا در باطن اين تشابه، تخالف بيّن و غير قابل جمعى وجود دارد. وى مىنويسد:
و از عجايب امور، آن است كه تعريف مذكور [رياست عامه مسلمانان در امور دنيا و دين] براى امامت ميان ما و مخالفان ما، متفق عليه است و حال آنكه هيچ يك از خلفا و ائمه كه ايشان مختصاند، به قول به امامت ايشان، به مجموع امور مقيده در مفهوم امامت، در تعريف مذكور متّصف نيستند؛ چه رياست در امور دينى، لا محالة موقوف است به معرفت امور دينيه، بالضروره و ايشان عالم بودن امام را شرط نمىدانند در امامت و مدعى آن هم نيستند كه هيچ يك از ائمه ايشان، عالم به جميع امور دينى بودهاند و نيز رياست در امور دين، موقوف است به عدالت، بالضروره و ايشان آن را نيز شرط ندانستهاند و تصريح به عدم اشتراط دينى دو امر، در اكثر كتب ايشان موجود است؛ از جمله در شرح المقاصد گفته كه يكى از اسباب انعقاد خلافت، قهر و غلبه است و هر كه متصدى امامت به قهر و غلبه شود، بدون بيعت، اگر چه فاسق يا جاهل باشد، على الاظهر خلافت براى او منعقد مىشود ... و نيز