106- فوت جُوّا. (بيا تو)
19 - فعل «حَطّ، بيِحِطّ، حِطّ » به معناى قرار دادن و گذاشتن است و فصيح آن «جَعَلَ » مىباشد.
- وين حَطِّيت الكتاب؟ (كتاب را كجا گذاشتى؟)
- حِطّ الشِنتاية ع الطاولة!.(كيف را روى ميز بگذار)
20 - فعل «شال، بيِشيل، شِيل » به معناى برداشتن و معادل فصيح آن «أخَذَ » است.
- شِيل الطائية منِ رأسك. كلاه را از روى سرت بردار.
21- فعل «شَرَّجَ، يشرّجُ، تشريج » به معناى شارژ نمودن و تكميل اعتبار سيم كارت تلفن است.
جالب اين است كه اين فعل از زبان بيگانه گرفته شده و به وزن و قالب عربى در آمده است.
مانند فعل «فَنَّشَ » كه از زبان بيگانه به معناى پايان داد، تمام كرد (فينيش) گرفته شده است.