72مىكند شفع يا شفيع او مىشود. 1قاضى عبدالجبار معتزلى پس از اشاره به معناى لغوى مىگويد شفاعت در اصطلاح آن است كه كسى از غير بخواهد تا به فرد ديگرى نفعى برساند يا از او ضررى را دفع نمايد. 2 بدين ترتيب هرگاه انسان براى جلب منفعت يا دفع ضررى به ابزار يا فردى متوسل شود در واقع آن شىء يا فرد را به عنوان شفيع قرار داده و از او درخواست يارى مىكند. چنين درخواستى ممكن است درباره امور دنيايى يا اخروى، امور طبيعى و غير آن، نيازهاى فردى يا اجتماعى باشد. در هر حال اگر فرد به واسطهاى متوسل شود مىتوان عمل او را شفاعتخواهى و كار واسطه را شفاعت ناميد.
اقسام شفاعت
1. شفاعت تكوينى
معمولاً انسان براى جلب منافع مادى و دفع ضرر به اسباب طبيعى و سلسله علل و عواملى متوسل مىشود. با توجه به حقيقت شفاعت، حتى در اين موارد نيز چنين علل و اسبابى مىتوانند به عنوان واسطگانى ميان خدا و انسان، اسباب انتشار و بسط رحمت الهى به شمار آيند. هنگامى كه براى رفع گرسنگى و رهايى از رنج آن به غذا متوسل مىشويم، آن طعام شفيع ما نام مىگيرد. گرچه ما معمولاً در عرف در چنين مواردى كه به اسباب طبيعى چنگ مىزنيم لفظ
شفاعت را به كار نمىبريم وليكن استعمال لفظ شفاعت بر اين اسباب را نيز نمىتوان خارج از حقيقت و به نحو مجاز دانست.
علامه طباطبايى معتقد است انسان هرگز درباره منافع و ضررهايى كه اسباب