212اعمالشان مورد رضايت حضرت حق نباشد نيازمند شفاعتند. زيرا شفاعت اختصاص به گنهكاران از اصحاب يمين دارد؛ كسانى كه گناهانشان تا روز قيامت باقى مانده و به وسيله توبه و اعمال حسنه ديگر هنوز از بين نرفته است: إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبٰائِرَ مٰا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئٰاتِكُمْ (نساء: 31). از اين رو شفاعت مربوط به اهل كبائر از اصحاب يمين است. 1
آيات ديگرى هم در قرآن كريم اشاره به شرايط شفاعتشوندگان دارد. خداوند در جايى شفاعت را براى كسى كه خودش از وى راضى باشد بيان مىفرمايد و اين ارتضا را به هيچ قيدى مقيد نكرده و بهطور مطلق آورده است: وَ لاٰ يَشْفَعُونَ إِلاّٰ لِمَنِ ارْتَضىٰ (انبيا: 28).
در اين آيه مقام ارتضا اشاره به پسنديدگى عقيده و دين و شايستگى خود فرد گنهكار دارد، گرچه كردارش چنين نباشد.
اما در جاى ديگر مىفرمايد: مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً (طه:109).
اين آيه اشاره به شرايط شفاعتكننده دارد و علاوه بر اذن خداوند، پسنديدگى گفتار شفاعتكننده را هم قيد كرده است. با دقت در دو آيه فوق متوجه مىشويم كه درباره شفاعتكنندگان، صحت گفتار و استوارى رفتار لازم نيست، زيرا اگر آنها در گفتار و رفتار استوار بودند و فعلشان چون دين و عقيدهشان مرضى و پسنديده بود، ديگر نيازى به شفاعت نداشتند و بدون شفاعت به بهشت مىرفتند.
محرومان از شفاعت
در آيات 38 تا 48 سوره مدثّر اشاره به چهار صفت شده است كه مجرمان به دليل اتصاف به اين صفات از شفاعت محروم مىشوند در حالى كه اصحاب يمين از اين صفات مبرا هستند.