210و بزرگوارى مولا يا به صفاتى كه در بنده گناهكار وجود دارد متمسك مىشود و آن صفات را وسيله جلب رحمت و رأفت مولا قرار مىدهد، مانند ذلت و مسكنت و پريشانى بنده يا به صفاتى كه در خود اوست تمسك مىجويد، مثل قرابت و نزديكى او نسبت به صاحب شفاعت و كرامت و علوّ رتبه او و آن را وسيله شفاعت قرار مىدهد و غفران و گذشت مولا را براى بنده طلب مىكند. 1 در قرآن مجيد در خصوص شفاعت تشريعيه آياتى در قرآن مجيد وارد شده است. اين آيات شفاعت عدهاى از بندگان را به شرط اذن خداوند تعالى و رضاى او اثبات مىكند: لاٰ تَنْفَعُ الشَّفٰاعَةُ إِلاّٰ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمٰنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً . (طه:109)
آيات 23 سوره سبأ، 26 سوره نجم و 86 سوره زخرف نيز به همين مطلب اشاره دارند.
شفاعت در قرآن
در قرآن مجيد حدود 30 آيه درباره شفاعت وارد شده است. اين آيات به چند دسته تقسيم مىشوند:
گروه اول: آياتى است كه بهطور مطلق شفاعت را نفى مىكند، مانند آيه 254 سوره بقره: أَنْفِقُوا مِمّٰا رَزَقْنٰاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لاٰ بَيْعٌ فِيهِ وَ لاٰ خُلَّةٌ وَ لاٰ شَفٰاعَةٌ .
همچنين آيات 48 سوره بقره و 48 سوره مدثر نيز بر همين معنا دلالت دارند.
گروه دوم: آياتى است كه تنها خدا را به عنوان شفيع معرفى مىكند: مٰا لَكُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لاٰ شَفِيعٍ . (سجده: 4)
گروه سوم: آياتى است كه شفاعت را مشروط به اذن خدا و فرمان او مىداند: مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّٰ بِإِذْنِهِ . (بقره: 255)