115شفاعت، امرى لازم و واجب بوده 1 و منكر آن كافر محسوب شده است. 2 حتى عدهاى از مسلمانان ضمن بديهى دانستن امر مسلّم و مقبول شفاعت، نبود آن را نقصى بر اسلام دانسته (2، ص521) و بيان داشتهاند كه حتى اگر فرضاً هيچ دليل نقلى بر شفاعت نداشتيم، باز هم مىتوانستيم از راه عقل و براهين قاطع، به آن قائل شويم (35، ص35).
2. روش ملاصدرا در تبيين شفاعت
برخى از انديشمندان معتقدند كه براى تبيين بحث شفاعت، مىتوان به روش عقل نظرى متوسل شده (30، ص244)، با براهين قاطعى، از جمله برهان «امكان اشرف» و برهان «نظام داشتن هستى»، به تبيين و اثبات شفاعت پرداخت (35، ص235). اما ملاصدرا معتقد است كه ادراك صحيح شفاعت و تبيين درست آن در شأن عقل نظرى نبوده، ورود اهل حكمت و كلام در اينگونه مباحث، كارى بيهوده است. از ديدگاه صدرالمتألهين، حالِ اصحاب عقل در برابر اينگونه موضوعات، همانند حال كسانى است كه خداوند در مورد آنها مىفرمايد: أُولٰئِكَ يُنٰادَوْنَ مِنْ مَكٰانٍ بَعِيدٍ ؛ «آنها از مكانى دور ندا مىشوند» (فصلت: 44)؛ لذا حقايق