193سپس مىگويد: «استادان ما در معناى اين روايت دچار اختلاف شدهاند:
محمد بن حسن صفار مىگويد: اين فعل «جدّد» با جيم است ولاغير.
از قول سعد بن عبدالله نقل مىكند كه گفته: اين عبارت «من حدّد قبراً» با حاء است. يعنى كسى كه روى قبر را مانند كوهان شتر برجسته سازد.
از قول احمد بن ابوعبدالله برقى نقل شده كه گفته: اين عبارت «من جدّث قبراً» است. اما منظور ايشان از اين عبارت را نمىدانيم.
اما نظر من آن است كه عبارت همان «جدّد» با جيم است و معناى آن «نبش قبراً» است زيرا هر كه قبرى را نبش كند به ناچار آن را بازسازى مىكند. 1
شيخ مفيد اين روايت را به شكل «من خدّد» با خاء و دال نقل كرده كه به معناى حفر كردن است و اخدود از آن مشتق مىشود. 2
شيخ طوسى در كتاب «التهذيب» مىگويد: «ممكن است معناى اين روايت نهى از دفن كردن انسانى در قبر انسان ديگر باشد». 3
بر اين اساس معناى عبارت اين نيست كه يك قبر بعد از ساخت و بعد از گذشت روزگاران نبايد بازسازى و ترميم شود. و عبارت تجديد در اين روايت به دليل اختلاف چندجانبه در قرائت، لفظ و معناى عبارت و با وجود ارسال در سند آن، ديگر به معناى مذكور نيست.