115ابن حوشب مىگويد: «چون كعب الأحبار پيش عمر مسلمان شد و او در آن موقع در بيت المقدس بود، عمر از اسلام آوردن كعب الأحبار خوشحال شد و به او گفت: آيا مىتوانى با من به مدينه بيايى تا قبر پيامبر را زيارت كنى و از زيارت قبر او لذت ببرى؟ گفت: آرى يا اميرالمؤمنين چنين خواهم كرد.»
عن أبى الدرداء: «ان بلالاً رأى فى منامه النبى (ص) و هو يقول له
:ما هذه الجفوة يا بلال؟ اما آن ان تزورني يا بلال؟ فانتبه حزيناً وجلاً خائفاً فركب راحلته و قصد المدينة و اتي قبرالنبي فجعل يبكى عنده و يمرّغ وجهه عليه.» 1
ابودرداء مىگويد: «بلال پيامبر را در خواب ديد كه به او مىگويد: «اين چه جفايى است اى بلال آيا وقت آن نرسيده كه مرا زيارت كنى؟ بلال از خواب بيدار شد، در حالى كه محزون و غمگين بود پس بر مركب خود سوار شد و آهنگ مدينه كرد و به قبر پيامبر آمد، آنجا گريه مىكرد و صورت خود را با خاك قبر، خاك مالى مىنمود.»
با توجه به اين روايات كه به عنوان نمونه نقل شد، به خوبى روشن مىشود كه سفر به آهنگ زيارت قبور در عصر پيامبر و صحابه يك سنت جارى بوده و كسى در مشروعيت آن ترديد نداشته است و از آن زمان به بعد هم سيره مسلمين از هر فرقه و مذهبى بر آن جارى بوده و مسلمانان براى زيارت قبر پيامبر و اولياى خدا از اطراف و اكناف بلاد اسلامى مسافرت مىكردند.