75 اطمينان حاصل نمايد.
دوم آنكه درباره معلوم بودن قبر آن سيد جليل و صحت نسبت قبر به او مطمئن شود. 1
«علامه سيد محمدحسين طهرانى» نيز درباره زيارتگاههاى امامزادگان مىنويسد:
بارى، برآورده شدن حاجات، اختصاصى به عتبه مباركه امام معصوم عليه السلام ندارد. بلكه در همه اعتاب مبارك (امامزادهها) مطلب از همين قرار است. ما در زمان حيات خود به قدرى از اين بزرگواران، هركدام كه باشند، كرامتها شنيدهايم كه از شمارش بيرون است. حتى خود حقير، كه منزلمان در تهران بود و بسيار به زيارت امامزاده حضرت عبدالعظيم عليه السلام مشرف مىشديم، تاكنون ياد ندارم كه دعايى در آن محل مبارك كرده باشم و برآورده نشده باشد. پينهدوزى بود سر كوچه «حمام وزير» كه منزل ما در آنجا بود و ما كفشهاى خود را براى پينه و وصله، به او مىداديم. يك روز با حالت گريه به منزل ما آمد و اين قضيه را براى پدرم كه عالم محله بود، تعريف كرد: مىگفت: «ما كفشدوزها عادتمان بر اين است كه چون بخواهيم ميخهايى را به كفش بزنيم، يك مشت از آن را در دهان خود مىريزيم، سپس يكىيكى در مىآوريم و به كفش مىكوبيم. من يك مشت ميخ سياه بنفش، كه معروف است و بلند و نوك تيز است، در دهان خود ريختم تا به كفش بزنم. ناگهان كسى آمد و مشغول سخن گفتن با من شد و من غفلت كردم و آنها را بلعيدم. بهناگاه مرگ را در برابر چشمانم مشاهده كردم كه اينك است كه معده و روده من پاره پاره شود. بدون معطلى در دكان را بستم و به حضرت عبدالعظيم عليه السلام رفتم و خود را به ضريح چسباندم و گفتم: يا سيدالكريم تو مىدانى كه من عائله سنگين دارم. شفاى خود را فقط از تو مىخواهم.