49 كنند و عالمانانديشمند و تشنگان علوم آل محمد (ص) ، از اقطار جهان اسلام، بدان جانب روى آورند. بنابراين در فاصلهاى كوتاه، مركزى براى علم و فقاهت به وجود آمد كه در نوع خود، حداقل در قرنهاى اوليه اسلام، بىنظير بود. از اين تاريخ به بعد، مكتب امامت به تدريج از مكانهايى عمومى، به نام عتبات عاليات يا مشاهد مشرفه دست يافت كه مىتوانست در آنها اجتماع كند و آزادانه به نشر، تبليغ و آموزش عقايد و جهانبينى خود بپردازد.
سيد بن طاووس نقل مىكند كه بههنگام زيارت عضدالدوله ديلمى از نجف اشرف، در نيمه دوم قرن چهارم، جمعيت بسيارى در اين ناحيه زندگى مىكردند و تعداد كسانى كه به كارهاى علمى و فكرى مشغول بودند، بسيار چشمگير بود. اين حكمران ايرانى در اين زيارت، افراد بسيارى را مشمول كمكهاى مالى خويش گردانيد كه فقها و طلاب و همچنين انبوه مسافران يا افراد غير مقيم، از آن جمله بودند.
در اواسط قرن پنجم، شيخالطايفه محمد بنحسن طوسى، به نجف كوچ كرد و علت آن، حوادث غمانگيزى بود كه به سوزاندن دو كتابخانه عظيم شاپور، پسر اردشير و سيد مرتضى، بهوسيله اكثريت سنى مقيم بغداد انجاميد. در خلال همين حوادث، خانه شيخ را غارت كردند و كتابها و كرسى تدريس او را جلوى مسجد و در ملأعام، سوزاندند. وقوع اين حوادث، شيخ را از اين همه نامردمى به ستوه آورد و او را برآن داشت تا بغداد را به قصد پناهبردن به آستان مقدس امام على بن ابىطالب عليه السلام ترك كند. با انتقال اين عالم نحرير از بغداد به نجف اشرف، فقه جعفرى و علوم و معارف دينى در اين حوزه رونقى بسزا يافت بهطورى كه توانست عالمان و انديشمندان بزرگى را، از آن قرن تا امروز، به جامعه اسلامى تقديم كند.
پس از پيدا شدن اين قبر مبارك، مدفن مطهر امامان ديگر و برخى از احفاد و نوادههاى بزرگ آنان، بهتدريج از محاق گمنامى بيرون آمد و كانون توجه دوستداران و «زيارتگه رندان جهان» شد. شايد پس از آرامگاه حضرت على عليه السلام قبر امام موسى