84
اَلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ سِحْرٌ مُبِينٌ . 1 [در اين آيه، پس از برشمردن هر يك از نعمتهاى ياد شده، عبارت به اذن من آمده است. اما در ادامه آيه] و آنگاه كه از بازداشتن بنىاسرائيل از آسيب رساندن به آن حضرت، سخن مىگويد، سخنى از اذن پروردگار نيست؛ زيرا اين امور، واسطههايىاند كه مىتوانند به اذن او وارد عمل شوند. ولى در اين مورد، امر خداوند به انصراف آنها از آزار آن حضرت تعلق گرفته است؛ به همين دليل به اذن نياز ندارند. خداوند در سوره انعام نيز مىفرمايد: وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَكُمْ خَلاٰئِفَ الْأَرْضِ وَ رَفَعَ بَعْضَكُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجٰاتٍ لِيَبْلُوَكُمْ فِي مٰا آتٰاكُمْ إِنَّ رَبَّكَ سَرِيعُ الْعِقٰابِ وَ إِنَّهُ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ . 2 از مفهوم اين آيه آشكار مىشود كه خداوند برخى از بندگان را بلندمرتبهتر از ديگران قرار داده است و اجازهاى است به مؤمنان تا رحمت او را در مقربان و نزديك شدن به آنان بجويند كه به يقين، سيد و سرور شافعان و مقربان، حضرت محمدبن عبدالله(ص) است.
بنىاسرائيل حاضر نشدند به واسطه [پيامبر الهى] ايمان بياورند. در نتيجه، حضرت موسى را كوچك شمردند و خواستند كه خداوند [بىواسطه] با آنان سخن بگويد كه اين آيه نازل شد: وَ مٰا كٰانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُكَلِّمَهُ اللّٰهُ إِلاّٰ