462 هدايت آنان واسطهاى وجود داشته باشد، بهطورىكه در اين موارد بهواسطه مراجعه شود، چنين اعتقادى، بزرگترين شرك است كه خداوند براى آن، مشركان را تكفير كرده است؛ چراكه آنان غيرخدا را ولى يا شفيع خود قرار دادند و بهواسطه آنان درخواست منفعت مىكردند و زيان را از خود دفع مىنمودند. درباره شفاعت نيز بايد گفت شفاعت براى كسانى است كه خداوند اجازهاش را به آنان داده است.
پاسخ
ابنتيميه در اين گزارش خود، دچار تناقضگويى شده است؛ زيرا در پايان عبارات، گفته كه شفاعت، به اذن خداوند است. در اين عبارات، مغالطه آشكار به چشم مىخورد. در واقع، وى بايد تفاوت ميان سبب و مسبب، نفع و ضرر مطلق، نفع و ضرر مقيّد و تفاوت ميان واسطههاى شرعى و مأذون از جانب خداوند را با واسطههايى كه از خداوند اجازه وساطت ندارند، توضيح مىداد و اين تفاوتها را تبيين مىكرد. ولى با تأسف، وى ميان واسطههاى مأذون و غير آن را خلط كرده است. وى بايد باور مؤمن در مسئله واسطه و نحوه تعامل با سبب مطلق و سبب مقيّد، و تعامل با واسطه و خالق واسطه را تبيين مىكرد.
در شگفتم از كسانى كه مىگويند قدرت در اشياى طبيعى نهاده شده است. اما پيروان حقيقت (انسانهاى الهى) از اين نگاه، به دورند؛ زيرا هنگامى كه به فرشتگان، پيامبران و صالحان متوسل مىشوند، اثربخشى قدرت نهادهشده در آنان را مطلق نمىدانند، بلكه تأثير را فقط از خدا