460 «سأل»، پاسخ با فعل امر «قُل» شروع مىشود. اما در آيه مورد بحث، كلمه «قل» نيامده است كه خود دليلى بر نفى واسطه هنگام دعاست.
«دكتر محمد سليمان فرج» در پاسخ به اين استدلال مىگويد:
آياتى كه در آن درخواست يا پرسش آمده باشد، فراوان است. در پارهاى موارد، خداوند پاسخ را با «قل» آورده و گاه نيز بدون «قل» و به اقتضاى اسلوب آيات آورده است. بنابراين نمىتوان حذف اين كلمه را دليلى براى منع توسل و نفى واسطه دانست؛ چراكه در سوره نازعات نيز اين پرسش آمده است: يَسْئَلُونَكَ عَنِ السّٰاعَةِ أَيّٰانَ مُرْسٰاهٰا* فِيمَ أَنْتَ مِنْ ذِكْرٰاهٰا* إِلىٰ رَبِّكَ مُنْتَهٰاهٰا 1. اما خداوند در پاسخ آن، فعل «قل» را نمىآورد. مىدانيم كه قيامت نيز از امور غيبى است.
افزون بر پاسخ آقاى دكتر محمد سليمان فرج، بايد گفت اگر در آيه، كلمه «قل» مىآمد، ضمير «انى» به رسول خدا برمىگشت و معناى آيه چنين بود: «من (رسول خدا) به بندگان نزديكم». به همين دليل در اين آيه، واژه «قل» نيامده است تا ضمير، به لفظ جلاله برگردد.
حذف «قل» در اين آيه، به اقتضاى مقام سخن است؛ چراكه مقام قرب رسولخدا(ص) براى استجابت دعا بسيار بالاست؛ زيرا مقتضاى سياق آيه اين است كه از پيامبر(ص) پرسش مىشود. اگر واسطه منتفى بود، هيچگاه پرسشگر به پيامبر رجوع نمىكرد. بلكه قرب خالق، از روى فطرت، برايش شناختنى بود. اما اينكه در اينجا به رسول خدا رجوع مىشود، بيانگر جايگاه