391 را به من واگذار كن». قيس گفت: «اى خالد مرا به دو نام بزرگ سوگند دادى كه برگردم، [تا جانم در امان بماند]. مگر تو مىتوانى بر عمر من بيفزايى»؟ پاسخ داد: «خير...». 1
12. سوگند عبدالرحمانبن ابىبكر به خدا و رسولش
واقدى مىنويسد:
... اين دو كافر به همراه خود نگاه كردند كه بر زمين افتاده است. به همين دليل به عبدالرحمان حمله كردند و به دنبال كشتن وى بودند. قيسبن هبيره خواست كه در برابر آنان، به وى يارى برساند. عبدالرحمان به او گفت: «تو را به رسول خدا و به حق ابوبكر سوگند مىدهم كه اجازه دهى عبدالرحمان اين دو را از بين ببرد...». 2
13. سوگند خالدبن وليد، در برابر عبدالرحمان به ريشسفيدى پدرش و بيعت او
واقدى در اينباره مىنويسد:
... خالد بر سر او فرياد زد و گفت: «اى عبدالرحمان! به حق ريشسفيدى و بيعت پدرت، تو را سوگند مىدهم كه برگردى». او نيز پس از اين سوگند، بازگشت.... 3