387 قلبش پريشان شد. او مانند ديگر مسلمانان نترسيد، بلكه امر خود را به خدا واگذار كرد و به درگاه خدا پناه برد و درحالىكه دستانش را بالا برده بود، اينگونه دعا كرد: «اى كسى كه خلق را آفريدهاى و بعضى از آنان را بهواسطه بعضى ديگر مىآزمايى و اين امر را مايه رنج و محنت آنان قرار مىدهى! به مقام محمد(ص) از تو مىخواهم كه برايمان گشايش ايجاد كنى». سپس به جنگ برگشت و اصحاب رسول خدا نيز به همراه وى و زير لواى او مىجنگيدند... 1
5. توسل عبدالرحمانبن ابوبكر به قبر پيامبر(ص) و ريشسفيدى
پدرش
واقدى همچنين در اين مجلد از كتاب خويش مىنويسد:
... رافعبن عميره طائى مىگويد: خالدبن وليد آهنگ جنگ كرد؛ اما عبدالرحمانبن ابوبكر او را منع كرد و به او گفت: «اى ابوسليمان! به حق اين قبرى كه اعضاى بدن رسولخدا(ص) را در برگرفته و به حق ريش سفيدى ابوبكر، تو را سوگند مىدهم كه فقط من به جنگ اينان بروم...». 2
6. توسل خالدبن وليد به قلنسوه
واقدى آورده است:
خالد بن وليد به سوارهاى كه به سويش مىآمد... گفت: «اى سواره