361و حرف «كاف» نيز براى خطاب است؛ يعنى در آن مكان، نزد مريم در محراب نشسته بود. اين كلمه ظرفى است كه با ظرف بودن ملازمت دارد. ممكن است اين ظرف، با حرف «من» و «الى» نيز مجرور شود. همچنين گفتهاند كه مىتواند منظور از آن بهطور مجازى زمان باشد؛ زيرا «هنا»، «ثم» و «حيث» در بيشتر موارد براى زمان به نحو استعاره به كار مىروند «هنالك»، متعلق به فعل دعاست. جلوتر آمدن ظرف از فعل، براى توجه به اين نكته است كه وى بىدرنگ دعا كرده است. زجاج مىگويد: «كلمه «هنا» در اينجا مجازاً به معناى جهت و حال است؛ يعنى در آن حال، زكريا دعا كرد؛ همانگونه كه گفته مىشود: « من هاهنا قلت كذا » ؛ «اينگونه بود كه فلان چيز را گفتى» يا « من هنالك قلت كذا » ؛ «آنطورى بود كه تو چنين گفتى». 1
بر اين اساس، روشن مىشود كه خداوند به بندگان خود نشان مىدهد كه براى اجابت دعا، قداست مكان و زمان تأثير دارد. پس مكان و زمان مىتواند مايه تقرب و وسيلهاى براى رسيدن به خواسته و نزول ثواب باشد؛ يعنى محرابى كه به نور قدسى فرو آمده بر قلب حضرت مريم، متبرك شده، شايستگى وسيله استجابت دعا را يافته است. اين امر شگفتى ندارد؛ چراكه خداوند نيز فرمان مىدهد: وَ اتَّخِذُوا مِنْ مَقٰامِ إِبْرٰاهِيمَ مُصَلًّى 2؛ چنانكه مىفرمايد: إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبٰارَكاً وَ هُدىً لِلْعٰالَمِينَ * فِيهِ آيٰاتٌ بَيِّنٰاتٌ مَقٰامُ إِبْرٰاهِيمَ. 3