349از ديگر موارد، روايتى است كه بخارى آن را در باب «خاتم النبوه» از
جعيدبن عبدالرحمان نقل كرده است كه مىگويد:
از سائب بن يزيد شنيدم كه گفت خالهام مرا نزد رسولخدا(ص) برد و گفت: «اى رسول خدا! خواهرزادهام زمين خورده است». رسول خدا دستى بر سر من كشيد و برايم دعا كرد. سپس وضو گرفت و من از آب وضوى آن حضرت نوشيدم... .
محل استدلال ما، گفته جعيدبن عبدالرحمان است كه مىگويد: «از آب وضوى پيامبر نوشيدم»؛ يعنى از آب وضويى كه از اعضاى مقدس پيامبر مىچكيد، نوشيديم.
از نمونههاى ديگر، روايتى است كه بخارى آن را در باب «صفةالنبى(ص)» آورده است. وى از ابوجحيفه نقل كرده است كه گفت:
مردم برخاستند و دستان آن حضرت را مىگرفتند و به صورت خويش مىكشيدند. من نيز دست آن حضرت را گرفتم و بر چهره خود نهادم. ديدم دست [مبارك وى] از برف سردتر و از مشك خوشبوتر است.
بخارى در همين باب به اسناد خود، از ابوجحيفه روايت ديگرى را نقل كرده است كه مىگويد:
پيامبر(ص) در بطحا و در خيمهاى واقع در هاجره نشسته بود كه نزد آن حضرت رفتم. بلال بيرون آمد و اذان گفت. سپس داخل شد و ظرف آب اضافه وضوى رسولخدا(ص) را بيرون آورد. مردم خود را روى آن افكندند تا از آب وضوى آن حضرت برگيرند... .
وَضو به فتح واو، يعنى همان آبى كه حضرت با آن وُضو گرفته، و با