282از رسول گرامى اسلام شنيدم كه مىفرمود: «هرگاه سرپرستى امور دين را اهلش به عهده گرفتند، به حال دين گريه نكنيد. آنگاه كه غير اهل آن، امور را به دست گرفتند، گريه كنيد». 1
در اين روايت، يكى از اصحاب والامقام، ابوايوب انصارى، پس از رحلت پيامبر، به ايشان متوسل مىشود. اين عمل نشان مىدهد كه ياران آن حضرت، ميان حيات وى كه در جمع آنان حضور داشت و دوران پس از ارتحال وى تفاوتى قائل نبودند. بلكه در هر دو صورت به آن حضرت متوسل مىشدند و مشكلات و دشوارىهاى خود را با وى در ميان مىگذاردند. در اين عبارتِ ابوايوب بايد نيك بنگريم كه مىگويد: «نزد رسولخدا(ص) آمدهام». با اينكه روى قبر، تنها سنگى قرار گرفته است. آيا انسان مىتواند به خود جرئت دهد و ابوايوب را مشرك بداند؟!
دليل ششم: ابنكثير، از شاگردان ابنتيميه، از عاصمبن عمربن خطاب نقل مىكند:
در عامالرماده (سال هجدهم هجرى) خانواده يكى از افراد قبيله
مزينه، از فردى مىخواهند تا برايشان گوسفندى ذبح كند. وى مىگويد: «اين گوسفندها گوشت ندارند». آنان اصرار مىورزند و او نيز ناچار مىشود گوسفندى بكشد. وقتى چنين مىكند، مىبينند كه [به دليل قحطى و گرسنگى]، استخوانهاى گوسفند قرمز است.