270«لالكائى» نيز با سند ضعيف، اين روايت را مىآورد و در عبارات وى آمده است كه عمر گفت: «ما بهواسطه ارج و احترام عموى پيامبرت به تو متوسل شده، و به درگاه تو روى آوردهايم...». دليل مخدوش بودن سند اين روايت، وجود يك راوى مبهم است. اگر چنين نبود، اين روايت نيز حسن شمرده مىشد. با اين حال، اين روايت در شواهد و متابعات سندى حسن شمرده مىشود كه معناى روايت پيشين را تقويت مىكند و به صراحت، توسل به شخص پيامبر(ص) را ثابت مىكند؛ چنانكه پندارهاى بىپايه منكران توسل را مردود مىسازد كه مىگويند در عبارت «توسل بالعباس» 1، مضاف، محذوف و در تقدير است. مضاف نيز همان واژه «دعا» است؛ يعنى عمر به دعاى عباس متوسل شد [و از او خواست تا دعا كند].
اين ادعا به دو دليل مردود است:
1. اين ادعا با قواعد زبان عربى سازگار نيست؛ زيرا تقدير محذوف (حذف مضاف در جمله) به شروطى بستگى دارد. گاهى مضاف، به دليل وجود قرينهاى كه بر آن دلالت مىكند حذف مىشود و مضافاليه جانشين
آن قرار مىگيرد؛ مانند آيه وَ جٰاءَ رَبُّكَ 2؛ يعنى « و جاء امر ربك » 3، يا آيه