240 مىآيد؛ زيرا آنان در دنيا شيفته عبادت خدا و نماز خواندن بودند؛ بهطورىكه هميشه در حال نماز خواندن و عبادت قرار داشتند. اكنون نيز كه مردهاند خداوند متعال به آنان كرم مىكند و همان حالتى را كه شيفتهاش بودند و بدان شناخته مىشدند، برايشان باقى مىنهد. بنابراين عبادت آنان مانند عبادت فرشتگان، الهامى است؛ نه اينكه از روى تكليف باشد. مانند اين رويداد، براى «ثابت بنانى» اتفاق افتاد. وى شيفته نماز بود، تا جايى كه مىگفت: «خدايا! اگر به كسى اجازه دادهاى در قبر نماز بخواند، اين را نصيب من نيز بكن». كسى كه وى را در لحد مىگذاشت، پس از آنكه لحد وى را پوشاند، ديد كه او در قبرش ايستاده است و نماز مىخواند. 1
سيوطى در شرح خود بر سنن نسائى مىنويسد:
شيخ بدرالدينبن صاحب در كتاب خود درباره «حياة الانبياء» مىنويسد: «اين روايت، به صراحت بيان مىكند كه حضرت موسى در قبر خويش زنده است؛ زيرا رسول خدا او را به نماز خواندن در حالت ايستاده توصيف فرموده است. چنين اوصافى براى روح بيان نمىشود؛ بلكه جسم است كه با چنين عباراتى توصيف مىشود. آنجا كه پيامبر فرموده در قبر نماز مىخواند، دليل بر همين مطلب است؛ زيرا اگر اين امور از اوصاف روح بود، نيازى به اختصاص نماز خواندن در قبر نبود».
تقىالدين سبكى نيز درباره اين حديث مىگويد: «لازمه نماز خواندن اين است كه انسان داراى جسمى زنده باشد. اما لازمه آن،