105تشريع كرده است؛ چنانكه مىفرمايد: أُولٰئِكَ الَّذِينَ يَدْعُونَ يَبْتَغُونَ إِلىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِيلَةَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ . 1
همچنين مىفرمايد: وَ لَمّٰا جٰاءَهُمْ كِتٰابٌ مِنْ عِنْدِ اللّٰهِ مُصَدِّقٌ لِمٰا مَعَهُمْ وَ كٰانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَمّٰا جٰاءَهُمْ مٰا عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللّٰهِ عَلَى الْكٰافِرِينَ . 2
حقيقت توسل
توسل در حقيقت، پيوند ميان سبب خفى و سبب مطلق (خداوند متعال) است. اما از آنجا كه يهوديان سبب پنهان را انكار مىكردند و تنها به سبب جلى ايمان مىآوردند، خداوند نيز حضرت عيسىبن مريم(ع) را براساس سببى خفى برايشان فرستاد.
البته بتپرستانى كه خداوند از زبان آنان مىفرمايد: مٰا نَعْبُدُهُمْ إِلاّٰ لِيُقَرِّبُونٰا إِلَى اللّٰهِ زُلْفىٰ 3، به سبب خفى ايمان آورده بودند و وجود آن را فقط با سبب جلى مىپذيرفتند و سبب جلى را بدون وجود سبب خفى عامل سودرسان و زيانرسان مىدانستند. ولى بر انسانهاى بصير پوشيده نيست كه
سبب جلى، توسط آفريدهها حادث مىشود و ديدگان انسان آن را بهطور