103و نه مؤمن بدون عمل؛ اين دو به مثابه جسم و جان، ملازم يكديگر و جدايىناپذيرند.
به اين ترتيب جواز توسل به اشخاص نيز ثابت مىشود؛ زيرا اشخاص نيز داراى بُعد معنوىاند. توسل به معانى بدون در نظر گرفتن ملازم اين معانى و نيز توسل به افراد، بدون در نظر گرفتن مقام معنوى آنها جايز نيست. بلكه جواز توسل در صورتى است كه انسان به حقيقت اين دو نزد خداوند توجه داشته باشد، نه اينكه توجه انسان به موقعيت اين دو باشد.
سياق برخى آيات ديگر قرآن نيز مشابه نظاممندى آيه ياد شده است؛ مانند اينكه خداوند مىفرمايد: كَفَّلَهٰا زَكَرِيّٰا كُلَّمٰا دَخَلَ عَلَيْهٰا زَكَرِيَّا الْمِحْرٰابَ وَجَدَ عِنْدَهٰا رِزْقاً . 1 در مقايس اين آيه با آيه هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسٰاقِطْ عَلَيْكِ رُطَباً جَنِيًّا 2 مىبينيم كه اين دو آيه از يك جهت با يكديگر تشابه، و از جهتى تفاوت دارند. تشابه اين دو آيه، مسئله روزى است كه سبب در هر دو، فقط خداى عزوجل است؛ اما تفاوت آنها در نحوه تحقق روزى است. در آيه نخست، سبب خفى و پنهان، عامل روزى بود، ولى در آيه دوم، سبب آشكار و جلى، موجب روزى حضرت مريم(عليها السلام) مىشود؛ زيرا آيه نخست با سبب پنهان، و آيه دوم با سبب آشكار، تناسب بيشتر دارد.
راز اين امر در اين است كه خداى سبحان، بندگان برگزيدهاش را تهذيب مىكند تا چراغ روشنگر راه پاكزيستى و الگوى مناسب ديگران