101مىتواند هدف مورد نظر را به كاملترين شكل محقق سازد كه شاهرگ زندگى، يعنى مال و دارايى، وجود داشته باشد.
بر اساس اين سخن، اموال در اين آيه، پيش از فرزندان بيان شده است. خداى سبحان از كسانى تمجيد مىكند كه اموال و فرزندان خويش را در مسير تقرب به درگاه الهى به كار بردند و به اين امر اعتقاد داشتند كه اموال و فرزندان، سببهاى ظاهرىاند كه نقش و تأثير آنها برآمده از سبب پنهانى و مطلق است. در مقابل اين دسته، كسانى را سرزنش مىكند كه به قدرت امور مادى و بشرى اعتقاد دارند و آنها را اساس رستگارى و تقرب مىدانند.
اما كسانى كه در اين آيه ستوده شدهاند، افرادىاند كه جايگاه اين دو سبب (اموال و اولاد) را به خوبى شناختهاند. پاداش آنان دو چندان است و در غرفههاى بهشتى، در نهايت امنيت خواهند بود؛ يعنى يك پاداش دنيوى دارند كه تحققبخشى به اوامر الهى است و يك پاداش اخروى دارند كه همان بهشت جاودان و رضوان برتر الهى است.
به همين دليل مردم دوران جاهليت، در آغاز رسالت حضرت محمد(ص) به آن حضرت پيشنهاد دريافت اموال دادند تا حضرت از دعوت خويش دست بردارد. اما پيامبر(ص) آن را نپذيرفت. البته اين كار به معناى كنار زدن اسباب در مسير يارى دعوت خويش نبود، بلكه چهارچوب ارائه اين سبب عامل خوددارى حضرت از پذيرش اسباب شد؛ چراكه مىدانيم پيروزى دعوت آن حضرت به عواملى از جمله همين دو ركن، يعنى عامل انسانى و عامل ابزارهاى مادى وابسته بود. ايشان با اموال حضرت خديجه(عليها السلام) و ديگران و به كمك و يارى صحابه توانستند دعوت خود را به ثمر بنشانند.