93موضوع پيام متمركز كردهاند كه عبارتاند از: انتقالدهنده، گيرنده، محتوا و ابزار. حج پيام خداوند است كه از رهگذر شعائر و آيات روشن در قالب مناسك به مردم منتقل مىشود تا اهداف بلندى عملى گردد. مهمترين عنصر ارتباط، انتقالدهنده پيام است. حج و مناسك آن براى انتقال پيام از مبدأ به گيرندگان، از كدها، رموز و نشانههايى استفاده كرده است. در مراسم حج، از گوياترين و كاملترين نشانهها كمك گرفته شده و زيباترين و جذابترين كدها و رموز بهكار رفته است.
چگونگى اين مسئله را مىتوان در چند محور بررسى كرد: از طرفى، حج زمينه آشنايى حاجيان را با معارف دين فراهم مىكند. از طرف ديگر، حج ابزارى است براى انتقال اين معارف به ديگران و حتى آيندگان. از همه مهمتر، اين مراسم، چگونگى انتقال فرهنگ را از طريق ارتباط نمادى به سادهترين و عميقترين روش به عهده مىگيرد. حاجى با حضور در سرزمين وحى و انجام مناسك حج، ضمن آشنايى با نمادهاى بهكار رفته و يافتن معانى و حقايقى كه پشتوانه آنها را تشكيل مىدهد، پيوند خود را با ارزشهاى نهفته در آن محكم مىكند. افزون بر اين، خود نمادها، زمينهساز حفظ و انتقال معارف، ارزشها و فرهنگ دينى است. 1
در مجموع با توجه به مبانى روانشناختى و جامعهشناختى نماد، به دليل بهكار رفتن نمادهاى طبيعى و غيرقراردادى در حج و مناسك آن كه در متون دينى به شعائر الهى تعبير شده، مىتواند وسيلهاى براى ارتباط و پيوند نسلها در طول تاريخ و نشانه جاودانگى و استمرار دين در پهنه تاريخ باشد.
البته برخى با توجه به ويژگىهاى نماد، براى آن خاصيت ضدتبليغى قائلاند. از اينرو مىگويند كه نماد در حج، ظرفيت تبليغى ندارد؛ چراكه در نماد هيچ معناى ذاتى وجود ندارد. بلكه نماد، تابع وضع و قرارداد است. پس دلالت آن بر حقايق، اعتبارى است نه ذاتى. اين ويژگى نماد، برخى آثار را به دنبال دارد: