85قدرت اساسى و خودجوشى است كه چرخشى در هستى ايجاد مىنمايد و بشر را به قلمرو انديشه بدون گفتار رهنمون مىكند». 1
نماد، زبانى براى گسترش مفاهيم و ادراكات مشترك و تعميق معانى و مفاهيم در عرصه ارتباطات 2 به حساب مىآيد. گستردگى دنياى نمادها و جلوههاى گوناگون آن در اشياء، اعداد، حروف، رنگها، نامها و شكلها و... بستر مناسبى براى فضاسازى، و ظرفيتهاى تبليغى وسيعى در تبيين و انتقال پيام ايجاد نموده است. از اينروست كه نماد در انتقال مفاهيم فرهنگى جايگاه ويژهاى دارد. 3
«اس. پيرسيس» پدر علم نمادشناسى مدرن معتقد است نمادها همانند رسانهاى عمومى بين تفكر مردم جهان عمل مىكنند. 4 «ارنست كاسيرر» نيز استفاده از نماد را يكى از ويژگىهاى انسان مىداند. 5
از آنجا كه نماد، زبان اشاره است، مىتوان نمادپردازى را فرايندى روانشناختى دانست كه «همه فعاليتهاى عقلانى و بخش عظيمى از زندگى عاطفى از آن نشأت مىگيرد». 6
هرچند نمادها داراى ويژگى ذاتى انتخابى بودن، انتزاعى و دو پهلو (چند جانبه) بودن هستند، ولى در تعريف، ارزيابى و سازمانبندى ادراكها مؤثرند. اين ويژگى، كاركردهاى نماد را در برقرارى ارتباط و انتقال معانى آسانتر مىكند. 7