155پاگذاشتن حق ديگران و نبودن فرد را دليلى براى افشاكردن عيب او و ريختن آبرويش يا تصرف اموالش مىداند.
2. شناخت نداشتن
يكى از موانع اساسى در رعايت نكردن حقوق ديگران، نداشتن آگاهى كافى از حقوق آنهاست. در بسيارى از موارد، انسانها حقوق همنوعان خود را زير پا مىگذارند، ولى خود را مقصر نمىدانند؛ زيرا مىپندارند حق با خودشان است. شخص با ايجاد سر و صدا، مانع استراحت كردن و آرامش ديگران مىشود و اگر به او اعتراض شود، مىگويد: مال خودم است و حق دارم هر طورى خواستم از آن استفاده كنم. با كشيدن سيگار فضا را آلوده مىكند و استدلالش اين است كه از پول خود هزينه مىكنم. درحالىكه هر كدام از اين موارد، حق ديگران است و بايد رعايت شود.
برخى افراد جامعه، امورى را كه رسول گرامى اسلام، جزو حقوق برادر دينى دانسته است، جزو حقوق نمىدانند، بلكه امرى پسنديده مىدانند؛ ازاينرو افراد متدينى كه به حج و عمره مشرف مىشوند، در قالب عبادت و انجام دادن مناسك عبادى، حقوق ديگران را ضايع مىكنند. در مسجدالحرام و مسجدالنبى، براى رسيدن به صفهاى جلو، دست و پاى ديگران را لگد مىكنند و ساير نمازگزاران را مىآزارند. براى استلام حجر، به ديگران فشار مىآورند و به پهلوى آنان ضربه مىزنند.
3. تصور نادرست از رعايت كردن حقوق
الف) ضعف دانستن
يكى از تصورهاى اشتباه درباره رعايت كردن حقوق ديگران، اين است كه برخى افراد، اين امر را نشانه ضعف مىدانند و از آن پرهيز مىكنند. آنان افرادى را كه با زير پا گذاشتن حق ديگران به جايى مىرسند، زرنگ مىدانند.