113سخندان و اهل فنى روا و ممكن نيست كه به خطاى تشخيص آنها حكم كند؛ زيرا همه آنان، خود، سرچشمه لغت و مرجع اصلى امت در ادباند. افزون بر اين، ابوبكر و عمر، هر دو بعد از پايان يافتن خطبه آن حضرت آمدند و به على(ع) تبريك گفتند و با او بيعت كردند (حديث التهنئه): « أمسيت يابن أبيطالب مولى كلّ مؤمن و مؤمنة »؛ «اى پسر ابوطالب مولاى هر مرد و زن با ايمان شدى».
اين حديث را نويسندگان زير نقل كردهاند:
يك- حافظ أبوبكر عبداللهبن محمدبن أبىشيبه در «المصنّف». 1
دو- قاضى ابوبكر باقلانى بغدادى در «تمهيد الاوايل». 2
علامه امينى در الغدير نيز از طريق شصت نفر حديث «التهنئة» را نقل كرده است. 3
تبريك و تهنيت ابوبكر و عمر به على(ع)، با اين فرض معنادار خواهد بود كه لفظ مولا به معناى «اولى» بوده باشد. وگرنه، نصرت و محبت شايستۀ تبريك نيست؛ زيرا آن حضرت از روزى كه ايمان آورد، ناصر و محب مؤمنان بود. همچنين برپايه معانى ديگر حديث تهنئت، توجيهپذير نخواهد بود.
دو- آمدن مفعل (مولى) به معنى افعل (اولى)
دو تفسير درباره كلمه «مولا» در آيه پانزدهم سوره حديد مطرح شده است:
فَالْيَوْمَ لاٰ يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَ لاٰ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوٰاكُمُ النّٰارُ هِيَ مَوْلاٰكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ (حديد: 15)
پس در روز حشر از شما (منافقان) فديه گرفته نمىشود. هيچ كارى براى جبران استحقاق عذابتان، از شما و كافران پذيرفته نيست. جايگاه شما آتش و آتش به شما اولى است كه به واسطۀ كفر و نفاقتان شما را در برگيرد و چه بد سرانجام و عاقبتى است.