111قيسبن حفصبن قعقاع بصرى، حافظ قتيبةبن سعيدبن جميل بغلانى، ابوعبدالله أحمدبن حنبل شيبانى إمام الحنابلة و... (قرن سوم).
نام ديگر علما تا قرن چهاردهم همراه با توثيقاتشان در اينباره، در الغدير آمده است. علامه سپس نام 26 نفر را از دارندگان تأليف درباره حديث غدير ذكر مىكند و پس از آن، 22 مُناشِده و احتجاج با موضوع حديث غدير و امامت على(ع) مىآورد و به نقل گفتار 43 تن از علما و تصريح آنان به صحت اين حديث مىپردازد كه نمونهاى از آن گفتارها چنين است:
اول- حافظ ابوعيسى ترمذى بعد از ذكر حديث غدير مىگويد: «اين حديث نيكويى است». 1
دوم- حافظبن عبدالبرّ قرطبى بعد از ماده علىبن ابىطالب و ذكر سه حديث مؤاخاة و الراية و الغدير مىگويد: « هذه كلّها آثار ثابتة ». 2
سوم- حافظ ابنحجر عسقلانى درباره سند حديث غدير گفته است: «بسيارى از اسناد حديث غدير صحيح و حسن است». 3
چهارم- حافظ شهابالدين ابنحجر هيثمى مكى درباره سند حديث گفته است: «سند حديث غدير بدون شك صحيح است». 4
ج) دلالت حديث
لفظ «مولا» در حديث به معناى «اولى»، يعنى اولويت (برترى) از جان و مال هر فرد در امر دين و دنيايش است. اين مدعا ذيل چند مبحث پىگيرى مىشود.
يك- فهم حاضرين در غديرخم
شنوندگان حاضر در غدير خم اين معنا را از لفظ مولا فهميدند؛ چنانكه مردان ميدان ادب و لغت و شعر نيز در اعصار بعدى همين معنا را از لفظ مولا خواندهاند. فهم اين جماعت، خود برهان قاطعى بر اراده اين معنا از لفظ مولاست: