71
له » 1 و « التقية من ديني و دين آبائي »؛ 2 دلايل قرآنى بر جواز و چهبسا بر وجوب تقيه نيز فراوان است. 3 بسيارى از علماى اهل سنت نيز اين دلايل را پذيرفتهاند. اما با وجود اين، بعضى از اهل سنت شيعه را به دليل اين اعتقاد شديداً سرزنش كردهاند.
د) مرجع شيعه و سنى در موارد نبود نص
شيعه در نمونههايى كه نصى از كتاب و سنت وجود نداشته باشد، يا اجماعى بر آن قائم نباشد، و يا امكان استنباط آن از طريق عقل قطعى فراهم نگردد، از اصول عمليه استفاده مىكند. اصول عمليه نزد شيعه عبارتند از: «اصل برائت»، «اصل اشتغال»، «اصل تخيير» و «استصحاب»؛ و پارهاى از اصول كه به موارد خاص مربوط است.
ويژگى اين اصول آن است كه همه آنها از كتاب، سنت يا عقل اخذ شدهاند و به اين منابع مستند هستند و چنين نيست كه منابعى در عرض كتاب و سنت و عقل باشند.
اما اهل سنت در فقدان نص به اين موارد تمسك مىكنند:
1. قياس؛ 2. استحسان؛ 3. مصالح مرسله (استصلاح)؛ 4. سدّ ذرايع؛ 5. فتح ذرايع؛ 6. قول صحابى؛ و 7. اجماع اهل مدينه منوره.
اينها مصادر معروف در مذاهب چهارگانه است؛ اگرچه در حجيت بعضى از اين نمونهها در ميان فقهاى اهل سنت اختلاف وجود دارد.
نكته قابل تأمل در اين قواعد هفتگانه، اين است كه اولاً: همه اين قواعد ظنى هستند كه هيچ سند و مدركى از كتاب و سنت، آنها را تأييد نمىكند، بلكه نسبت به بعضى از آنها اكيداً نهى شده است؛ مانند قياس. ثانياً: علت اينكه فقهاى اهل سنت مجبور شدهاند