69منشأ آثار نيز شدهاند؛ اما بهرههاى علمى آنان، به اندازهاى نبود كه بتواند پاسخگوى نيازهاى امت اسلامى در زمينه احكام شرعى و معارف دين در همه اعصار باشد. 1
بعضى از دلايل و قرائنى كه اين ناتوانى را اثبات مىكند، از اين قرار است: 1. افتاء به رأى صحابه؛ 2. اختلاف نظر فراوان صحابه در مسائل و مشكلات جامعه؛ 3. اعترافهاى مكرّر صحابه بر ضعف بنيه علمى در زمينه احكام، قرائت و معارف؛ 4. مشخص و معيننبودن صحابهاى كه بايد مرجعيت علمى مسلمانان را بر عهده داشته باشد؛ 5. عدم تدوين احاديث نبوى (ص) براى استناد توسط صحابه. 2
ب) عدالت صحابه
اهل سنت همه صحابه را عادل مىدانند؛ هيچ نقدى را بر آنان روا نمىدانند و همه روايات صحابه را حجت مىشمارند.
اما شيعه، ديدگاه اهل سنت نسبت به صحابه را ديدگاهى افراطى، غيرواقعى و بر خلاف آموزههاى قرآنى و سنت نبوى (ص) مىداند؛ زيرا از يك طرف، سنيان در تعريف «صحابى» ديدگاه مشتركى ندارند. براى مثال «سعيد بنمسيب» معاشرت يك تا دو سال با پيامبر (ص) يا شركت در يك يا دو جنگ را شرط صحابى بودن مىداند. احمدبنحنبل معاشرت يك ماه يا يك روز و حتى يك ساعت را كافى مىداند. بخارى حتى صرف ديدن آن حضرت (ص) را در صدق عنوان صحابى كافى مىداند!
از طرف ديگر، قرآن كريم اصحاب پيامبر اكرم (ص) را به انواع و گروههاى مختلف تقسيم كرده است: مؤمنان (با زيرشاخههاى آن)؛ منافقان (با زيرشاخههاى آن)؛ بيماردلان؛ فاسقان؛ و... . همچنين پيامبر اكرم (ص) در نمونههاى مختلف با بعضى از اصحاب، رفتار قهرآميز داشتهاند و آنها را مرتد و... دانسته، طرد نمودهاند!