304
هي عائشة وحفصة قال فلما سلم عثمان أقبل على الناس فقال إن هاتان الفتانتان فتنتا الناس في صلاتهم وإلا تنتهيان أو لاسبنكما ما حل لي السباب. 1
نماز برپا شد و عثمان جلو رفته و تكبير گفت. در اين هنگام زنى از حجره خويش برخاست و گفت: اى مردم بشنويد و سپس درباره رسول خدا (ص) سخن گفته و گفت، اوامر رسول خدا (ص) را ترك كرديد و با وى مخالفت كرديد ... و سپس سكوت كرد؛ آنگاه ديگرى ايستاده و همين سخنان را گفت و آن دو زن عايشه و حفصه بودند. وقتىكه عثمان سلام نماز را داد، گفت : اين دو زن فتنهگر مردم را در نماز به فتنه انداختند و اگر از اين كار دست برندارند، هر دشنامى كه به ذهنم برسد، به ايشان خواهم داد!
13. ناسزاى «حكيمبن جبله» به عايشه:
وكان حكيمبن جبلة فيمن غزا عثمان وكان يسب عائشة. 2
حكيمبن جبله از كسانى بود كه با عثمان جنگيد و به عايشه دشنام مىداد.
فغاداهم حكيمبن جبلة وهو يسب وبيده الرمح فقال له رجل من عبد القيس من هذا الذي تسبه قال عائشة قال: يابن الخبيثة أ لأم المؤمنين تقول هذا ؟ 3
پس حكيمبن جبله در حالىكه دشنام مىداد و نيزهاى در دست داشت، به آنان حمله كرد؛ شخصى از عبدالقيس به او گفت : چه كسى را دشنام مىدهى ؟ پاسخ داد: عايشه را. گفت : اى فرزند زن ناپاك، آيا به امالمؤمنين چنين مىگويى؟... ؛
ابن اثير در مورد حكيمبن جبله مىگويد: