228او همچنين در تقريظش بر كتاب «عبدالله بن سبأ» مىگويد:
سيزده قرن است كه بر تاريخ اسلام مىگذرد و ما شاهد صدور فتواهايى از جانب علما بر ضد شيعه هستيم، فتاوايى ممزوج با عواطف و هواهاى نفسانى. اين روش بد، سبب شكاف عظيم بين فرقههاى اسلامى شده است و از اين رهگذر، علم و دانش از معارف بزرگان اين فرقه محروم گشته است؛ همانگونه كه از آراى نمونه و ثمرات ذوقهاى آنان محروم مانده است. و در حقيقت خساراتى كه از اين مسير بر عالَم علم و دانش رسيده، بيشتر است از خساراتى كه توسط اين خرافات به شيعه و تشيع وارد شده است؛ خرافاتى كه در حقيقت، ساحت شيعه از آن مبرّا است.
و اگر اين گروهها خود را از تعصب دور ساخته و در حالى كه از شيعه مىنويسند يا از آنان اخذ مىكنند، روشهاى بحث علمى صحيح را منطبق كرده و حكم عقل را بر خواستۀ دل و رأى را بر هواى نفس، مقدم مىداشتند، دانش بسيارى از جانب شيعه به ما مىرسيد و از بسيارى از ميراث علمى اين مذهب بهرهمند مىشديم. همانا بحثكننندۀ منصف نسبت به حقايق علمى، از مذهب شيعه اخذ مىكند به همان مقدار كه از علماى ديگر مذاهب اخذ مىنمايد و اگر منصف باشد، مضطر به فراگيرى فقه شيعه است؛ هنگامى كه مذاهب فقهى چهارگانۀ اهل سنت را فرا مىگيرد.
و تو را بس، اينكه امام جعفر صادق (ع) (متوفاى 148ه . ق) - پرچمدار فقه شيعى - استاد دو امام سنّى است: ابوحنيفه نعمان بن ثابت (متوفاى 150ه . ق) و ابىعبدالله مالك بن انس (متوفاى 179ه . ق) و در همين جهت است كه ابوحنيفه مىگويد: «اگر آن دو سال نبود، نعمان هلاك مىشد. مقصود او همان دو سالى است كه از علم فراوان جعفر بن محمّد (ع) بهرهها برده بود و مالك بن انس مىگويد: من كسى را فقيهتر از جعفر بن محمّد نديدم». 1