216جمع كند تا دست به قيام بزند. 1 سرانجام او نتوانست كارى انجام دهد و با هفتاد تن از يارانش؛ درحالىكه مسجد كوفه را پناهگاه خود قرار داده بودند، به دست عيسىبن موسىبن علىبن عبداللهبن عباس، فرماندار كوفه از طرف منصور، در سال 138ه .ق قتل عام شدند. 2
روايات فراوانى در ذم و قدح ابوالخطاب بيان شده از جمله آنكه امام جعفر صادق (ع) وى را در كنار چند تن ديگر از غلات مشهور، نظير مغيرةبن سعيد و بيانبن سمعان لعن كرده است. 3
همچنين آن حضرت (ع) فرموده است: « اللهم العن أبا الخطّاب فإنّه خوّفني قائماً وقاعداً وعلى فراشي. اللهم أذقه حرّ الحديد. » 4؛ «لعنت خدا بر ابوالخطاب! او باعث ترس من در حال قيام و قعود و خواب شد. خدايا آتش آهن را به او بچشان».
در روايت ديگرى از امام صادق (ع) نقل شده است كه ايشان فرمودند:
لعن الله أبا الخطّاب ولعن من قتل معه ولعن من بقي منهم ولعن الله من دخل قلبه رحمة لهم. 5
لعنت خدا بر ابوالخطاب و كسانى كه با او كشته شدند و كسانى كه از آنها باقى ماندند؛ و لعنت خدا بر هر كس كه در قلبش نسبت به آنها ترحم داشته باشد.
در روايت ديگرى از همان امام (ع) آمده است: « كان ابوالخطّاب أحمق، فكنت أحدّثه فكان لا يحفظ، وكان يزيد من عنده » 6؛ «ابوالخطاب احمق بود و احاديث مرا حفظ نمىكرد و از طرف خود به آنها اضافاتى مىافزود».