136بريدة، ابن خضير همدانى، ابوايوبانصارى، سهلبنحنيف، عثمان بن حنيف، مالكبن تيهان، اويس قرنى و عباس بن عبد المطّلب و فرزندان او از بنى هاشم. 1
«مصطفى كامل شيبى» درباره ماهيت تشيع مىگويد: «جوهر تشيع، ايمان به حق، منصوص و الهى حضرت على (ع) ، در امامت و افضليت او بر همه صحابه مىباشد». 2
«شهيد محمدباقر صدر» مىنويسد: «تشيع را بايد نتيجه طبيعى اسلام و نمايانگر اصولى بدانيم كه لازم بود دين اسلام در راه رسيدن به كمال مطلوب خود به طرح آن بپردازد». 3
از نظر «علامه طباطبايى» شيعه به كسانى گفته مىشود كه جانشينى پيامبر اكرم (ص) را مختص به اهلبيت عليهم السلام مىدانند و در فراگيرى معارف اسلام، پيرو مكتب اهلبيت عليهم السلام هستند. به گفته وى شيعه طايفهاى از مسلمانان است كه به دليل مخالفتهاى اكثريت، نسبت به مسلمات كتاب و سنت، در مقام اعتراض و انتقاد برآمده است. هدف آنها از اين انتقاد، دفاع از نصوص مسلمهاى بود كه با آن ولايت عموم مسلمانان به امير مؤمنان علي (ع) سپرده مىشد. نصوصى كه با آن اهلبيت پيغمبر (ص) ، پيشوايان دين و مرجع جميع شئون علمى و عملى اسلام معرفى مىشدند و همين نصوص هماكنون نيز به نحو تواتر در دست فريقين - اهل سنت و شيعه - است. 4
مرحوم «محمد حسين مظفر» نويسنده تاريخ شيعه چنين مىنويسد:
شيعه بعد از اين كه آيه: ( أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ) (شعراء: 214) نازل شد، شروع گرديد. بهاينجهت كه نبى اكرم (ص) بنىهاشم را جمع كرد و فرمود: «ايكم يوازرني