122اين بدان جهت بود كه حضرت على (ع) ظرفيت بالايى در فراگيرى علم داشتند و پيامبر (ص) از خدا خواسته بود كه بر ظرفيت حضرت بيفزايد؛ چنانكه «مكحول» در ذيل آيه تَعِيَهٰا أُذُنٌ وٰاعِيَةٌ ؛ (الحاقه: 11) مىگويد:
هنگامىكه اين آيه نازل شد، رسول خدا (ص) فرمودند:
سَألتُ رَبي أن يجعلَها أذنَ عليٍّ. فكان عَلي يقولُ: ما سَمعتُ مِن رسولِ الله (ص) شَيئا قَطُّ فَنسيتُه. 1
«من از خدا خواستم كه گوش على (ع) را از اين گوشهاى شنوا و نگهدارنده حقايق قرار دهد و بهدنبال آن على (ع) مىفرمود: من هيچ سخنى بعد از آن از رسول خدا (ص) نشنيدم كه آن را فراموش كنم، بلكه هميشه آن را بهخاطر داشتم».
همچنين رسول خدا (ص) به على فرمود: « انَّ الله امرَني انْ ادنيك و لَا اقصيك وَ ان اعلّمَك وَ انْ تَعي وَ حَقٌّ لك انْ تَعي »؛ 2 «خداى سبحان مرا فرمان داد، تو را به خويشتن نزديك سازم و به تو علم و دانش بياموزم تا فراگيرى و تو حق دارى فراگيرى».
به سبب همين شوق و اشتياق بود كه حضرت از روى افتخار مىفرمود:
در قرآن آيهاى است كه كسى جز من بدان عمل نكرد و آن آيه إِذٰا نٰاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ نَجْوٰاكُمْ صَدَقَةً ؛ چون خواهيد كه با رسول راز گوييد، پيش از آن راز گفتن صدقه دهيد» (مجادله: 12) بود. چهار دينار داشتم آن را به ده