88از افرادى همانند بن على در تونس، على عبدالله صالح در يمن، حسنى مبارك در مصر و آل خليفه در بحرين،به شدت با انقلابهاى اسلامى و مردمى جهان اسلام،مخالف بود و يا حداقل آن را در راستاى منافع و اهداف خود، هدايت مىكرد، از سوى ديگر جمهورى اسلامى ايران با حمايت از جريان بيدارى اسلامى و انقلابهاى مردمى، در نقطه مقابل عربستان قرار داشت. چنين فضايى همچنان در سال 1433 نيز مشاهده مىشود. به گونهاى كه در رسانهها، عربستان ايران را متهم به صدور انقلاب اسلامى (شيعه) به كشورهاى منطقه مىكرد و از طرف ديگر عملكرد عربستان در حمايت از ديكتاتورهاى منطقه مورد تأييد ايران نبود. به عبارت ديگر عربستان رقابتى را با ايران براى تأثيرگذارى بر فضاى سياسى كشورها، آغاز كرده بود.
4.4. تحريم نفتى
از جمله تضادهاى ديگر عربستان با ايران، در حوزه نفت بود. در حالى كه امريكا و غرب،نفت ايران را تحريم كرده بودند و دنيا به سبب تحريم نفت ايران، با بحران انرژى روبرو بود، عربستان به جاى همكارى با همسايه خود، كوشيد تا همراه با امريكا و غرب،از شرايط به وجود آمده عليه ايران استفاده كند و خلأ موجود را با افزايش توليد خود جبران كند. اين سياست زمينه رنجش جمهورى اسلامى ايران را فراهم كرد. البته در مقام عمل،عربستان هرگز نتوانست به وعده خود وفا كند.