338اظهار عبوديت كنيد. اين اولين نقطۀ اين فرصت است. اگر اين به چشم فرصت نگاه شود، آن وقت لازمهاش اين است كه انسان اين را به هيچ قيمتى از دست ندهد. حيف است كه انسان در مكه مكرمه يا مدينه منوره، در مجاورت مرقد پيامبر اعظم (ص) و مراقد ائمه هدى عليهم السلام و مرقد بزرگان صحابه و شهداى احد و بقيه بزرگانى كه در تاريخ مثل خورشيد مىدرخشند، باشد و به جاى توجه و تذكر، به فكر دنيا باشد؛ آن هم دنياى حقير، دنياى شخصى؛ اين بازارگردىها و سر زدن به اين گوشه و آن گوشه براى كارهاى كمارزشى كه در طول زندگى متأسفانه ما به آنها مشغوليم؛ در آن قطعه زمانى اكسيرى كه هر دقيقهاش، هر ساعتش آنقدر ارزش دارد و آنقدر فرصت است - هر مثقالى از اين مايع اينقدر عظمت دارد - اين را ما صرف كنيم براى همين كارهاى روزمره كمارزشى كه تو بازارهاى شهر خودمان و در هر نقطهاى هم آن را انجام مىدهيم؛ يا بقيه سرگرمىهاى بىجا. اين اولين نقطه است. در مكه و مدينه به فكر توشه گرفتن باشيم، به فكر افزودن بر سرمايه ايمان خود، معنويت خود، تذكر خود، خشوع خود در مقابل پروردگار باشيم. اين اولين قدم است. 1
ايشان حج را فرصتى براى بيرون آمدن از لايههاى زندگى معمولى با همه آلودگىها و اشكالات و ورود به فضاى بىكرانه معنويت و تقرب الىالله و رياضت اختيارى مىدانند. 2 بنابراين تأكيد مىكنند كه توجه به آسايش مادى در ايام حج، به معناى تنپرورى نيست و در همين رابطه مىفرمايند:
دوستان اشاره كردند به اينكه من براى آسايش حجاج سفارش كردهام. بله، معلوم است؛ اما اين آسايش به معناى تنپرورى نيست. اين را هم من هميشه به دوستان برگزاركننده حج در طول سالها گفتهام كه اين آسايش، فراغت است براى همين دلباختگى و دلسپردگى و انقطاع الى الله. كارى كنيد كه مردم فراغت پيدا كنند. دغدغهاى نداشته باشند. بتوانند اين فريضه را به بهترين وجهى انجام بدهند؛ مراد اين است. والّا آسايش حيوانى و خور و