294فارس، ترك، آفريقايى، آسيايى و... ) بايد بكوشند تا به «هويت واحد اسلامى» نزديك شوند، 1 نه اينكه «رقيب و معارض» 2 هويت واحد اسلامى باشند. از سويى ديگر، احساس جماعت و وحدت، نوعى«سعه وجودى» در مسلمانان پديد مىآورد كه به جاى نفى و تحقير اقوام ديگر، خصوصيتها و ويژگىهاى مثبت تاريخى، نژادى و فرهنگى هر قوم به ساير اقوام اسلامى منتقل مىگردد. 3
چهار- تلاش براى عموميت بخشى پديدههاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى حج در كل امت اسلامى و ايجاد نظم و ساختار جديد
عموميت بخشى ساختارى در اينجا، اشاره به برخى پديدههاى سياسى، اجتماعى و فرهنگى دارد كه از حج به وجود مىآيند و بايد بكوشيم اين پديدهها، مانند بيدارى اسلامى، عموميت پيدا كنند و در نهايت، حالت ارزشى به خود بگيرند.
از منظر مقام معظم رهبرى، «عمل به اسلام و قرآن» و «نفى سلطهگرى» دو عامل كمك كننده نظم ساختارى هستند. از اين منظر، عزت، رشد و پيشرفت مادى و معنوى، رسيدن به كرامت انسانى و... فقط با عمل همه جانبه به اسلام و قرآن به دست مىآيد. 4 از سويى ديگر، بايد نگرش عمل به اسلام و قرآن و نيز شناخت و طرد دشمن (برائت از مشركان)، در سطح جهان اسلام عموميت پيدا كند:
اگر اين نگرش در ميان دولتهاى مسلمان عموميت پيدا كند پرچم عزت اسلام بهطور شايسته در جهان برافراشته مىشود، حج كانون همبستگى واقعى و منبع لا يزال نيروى اسلامى مىگردد، ذخائر طبيعى جهان اسلام در خدمت ملتهاى مسلمان درمىآيد، فرهنگ غنى و حياتبخش اسلام مجال كمك به بشريت را مىيابد. 5