281مىشود؛ يعنى حركت، درون تفاهم نمادين - كه محصول حج، كعبه و اعمال عينى است - اتفاق مىافتد.
كارهاى نمادين هيچ منافات با اين ندارد كه در واقعيت خود هم يك حركتى در آن وجود داشته باشد؛ اما بيشترين تكيه روى نمادين است؛ مثل شعائر اسلامى؛ شعائر اينطورى است. شعائر اسلامى جنبه نمادين دارد. خودش هم يك حركت است؛ اما بيشترين تأثيرى كه مورد توجه است، آن تأثير نمادين است. مثلاً: (إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ) ؛ صفا و مروه در حج؛ بيشتر اعمال حج از همين قبيل است. اينها اعمال نمادين است. دو نقطه را با يك فاصلهاى معين كردهاند. مىگويند بايستى بين اين دو نقطه را مرتباً طى كنيد و در حركت باشيد. در يك بخشى از اين دو نقطه، اين حركت، بايد حالت دويدن به خودش بگيرد؛ اين نماد است. نماد يك حركت دائمى براى مسلمان است. يا طواف بر گرد يك محور، يك حركت تمامنشدنى است؛ حركت طواف تمامنشدنى است. شما حركت طوافتان تمام مىشود، نفر بعدى شروع مىكند. شما كعبه را هيچوقت خالى از اين دايره حركتكننده مردم مشاهده نمىكنيد. اينها «شعائر الله» است؛ يعنى جنبه نمادين دارد. اين درس را به جامعه انسانى مىدهد. كارهاى نمادين اين است. 1
يكى از وجوه به وجود آورنده حركت و تغيير دهنده وضع موجود، تأثير نمادهاست. نماد در اين بخش، نوعى نظم سيستمى و همچنين پويا مىسازد. اين نظم سيستمى شامل بينشى پسينى است كه همان تأثيرپذيرى فرد مسلمان و امت اسلامى و جامعه مسلمان از آموزههاى وحيانى دين اسلام است كه در قالب حج و در گستره وسيعى اتفاق مىافتد و مسلمانان با طواف كعبه و با انجام واجبات حج، آن را آشكار مىسازند و با تفاهم بر سر نماد اصلى اسلام و توحيد الهى، يكى از وجوه امت اسلامى، متبلور مىشود و در نهايت، قدرت واحد اسلامى در ميدان سياست جهانى شكل