251و كارساز بهره ببرند و در نتيجه از قافله دانش بشرى عقب مىمانند و از ثروت عظيم مادى خود بهرهاى نمىبرند و در مسابقه بزرگ فرهنگى جهان، مقهور فرهنگهاى بيگانه مىشوند و در عرصه سياست بينالمللى، ازديگران تبعيت مىكنند و از لحاظ نظامى، اغلب در معرض تجاوز و سركوب قدرتهاى استكبارى هستند. اين مشكلات كه بيشتر بر اثر كوتاهى و غفلت يا بد كردارى و خيانت از درون امت اسلامى، پديد مىآيد، فهرستى طولانى است، كه مهمترين آنها از ديدگاه ايشان، از اين قرار است:
1. اختلافهاى فرقهاى كه بيشتر، علماى سوء و نويسندگان مزدور آن را ترويج مىكنند؛
2. اختلافات قومى و ملى ناشى از ملىگرايى افراطى كه بيشتر، روشنفكران وابسته آن را دامن مىزنند؛
3. تسليم در برابر قدرتهاى مداخلهگر كه برخى كشورها را به اقمار قدرتهاى بزرگ بدل ساخته است؛
4. تسليم در برابر فرهنگ فاسد غرب و حتى ترويج آن با انگيزههاى سياسى يا عقيدتى؛
5. بىاعتقادى و بىاعتنايى برخى از دولتها به مردم خود و اراده و عقيده و نيازهاى آنان، و خودكامگى در برابر آنان؛
6. مرعوب بودن بسيارى از شخصيتهاى سياسى و فرهنگى دنياى اسلام از قدرتهاى مسلط جهان و مشخصاً از امريكا؛
7. حضور دولت غاصب صهيونيستى در قلب منطقه اسلامى كه خود عامل بسيارى از مشكلات ديگر است؛
8. ترويج جدايى دين از سياست و معرفى اسلام به عنوان يك تجربه فردى كه هيچ كارى به مسائل زندگى از قبيل: حكومت، سياست، اقتصاد و غيره ندارد؛
9. سلطه روزافزون شيطان بزرگ بر ذخاير كشورهاى اسلامى و حضور بيش از پيش سياسى و اقتصادى و حتى نظامى آن در اين كشورها؛